خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه
لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه
یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند
یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند
تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو
خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم
نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی
تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی
تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 17:31  توسط مریم و محمد
|
پی تو در خلوت تو، شب همه شب بیدارم
ای سفر کرده كه من چشم به راهت دارم
خانه ام ابری و چشمان تو همچون خورشید
چه کنم؟ دست خودم نیست اگر می بارم
تو برای من از این پنجره ها حرف بزن
من بدون تو از این پنجره ها بیزارم
جان من، هدیه ناچیزی تقدیم شما!
گرچه در شأن شما نیست، همین را دارم
کاش می شد در این حلقه، شبی از شب ها
دست در دست تو ای خوب ترین بگذارم
من که تا عشق تو باقی است، زمین گیر تو ام
لا اقل لطف کن از روی زمین بردارم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 17:29  توسط مریم و محمد
|
شبیه برگ پاییزی *پس از تو قسمت بادم.خداحافظ *ولی هرگز نخواهی رفت از یادم*خداحافظ*و این یعنی در اندوه تو میمیرم. و این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم. و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی ارد. و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد. چگونه بگذرم از عشق*از دلبستگی هایم؟ چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم؟ خداحافظ* تو ای همپای شب های غزل خوانی * خداحافظ *به پایان امد این دیدار پنهانی. خداحافظ *بدون تو گمان کردی که می مانم. خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی!!!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 17:1  توسط مریم و محمد
|
مطمئن باش برو ...ضربه ات کاری بود!دل من سخت شکست... و چه زشت به من و سادگیم خندیدی... به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود و به این قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود...!برو تا راحت تر تکه های دل خود را سر هم بند زنم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 16:51  توسط مریم و محمد
|
ديشب دلم گرفته بود ، مثل هواي باروني
دلم هواتو كرده بود ، هواي شيرين زبو نيات
دلم ميخواست گريه كنم ، بگم كه سخته تنهايي
اي هم صد اي آشنا ، بگو كه پيشم مي موني
نمي دونم چه حالي و كجايي و چه مي كني
ولي صدات تو گوشمه ، مي گي كه اينجا مي موني
رفتم كنار پنجره ، گفتم شايد ببينمت
ديدم محاله ديدنت ، چون گل بايد بچينمت
رو صندلي نشستمو يهو ديدم
يه قاصدك اومد پيشم
خبر آورد اي آشنا ، يه رازي را بهت بگم ؟
گفتم بگو : آهي كشيد، اومد نشست رو شونه هام
يواشكي چشماشو بست ، تا نبينه اشك چشام
مي گفت كه تو يه راه دور
يه راه دور و سوت كور
مسافري نشسته بود
مسافره غريب و دلشكسته بود
از تو همش شكوه ميكرد
با اشك گرم و دل سرد
مي گفت كه يادت نمياد
اون روزاي آخريه
چه قدر دلش مي خواست كه تو
نگاش كني ، صداش كني
بهش بگي دوسش داري
به شرطي تنهاش نذاري
تا اومدم بهش بگم برو بگو
دوسش دارم ، پاش مي شينم
ديدم كه اون رفته بود و
منم دارم خواب مي بينم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 16:13  توسط مریم و محمد
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 15:59  توسط مریم و محمد
|
مريم
همه دنیای من نگاه مریم
میشنم یه عمری چشم به راه مریم
منو می رسونه تا شبای رویا
چهره قشنگ و مثل ماه مریم
دلم آروم نداره بی قراره
گریه هر شبم بی اختیاره
گل مریم همه دار و ندارم
غیر مریم کسی رو دوست ندارم
نگا کن تو چشام مریم
عزیز رویاهام مریم
پس کی مال من میشی
من تورو میخوام مریم
نگا کن تو چشام مریم
عزیز رویاهام مریم
پس کی مال من میشی
من تورو میخوام مریم
آرزومه که بیاد مال خودم شه
تو نگاهش نشون از عاشقی باشه
دوست دارم دستاشو تو دستم بگیرم
وقتی که چشماشو میبنده بمیرم
دوست دارم زندگیمو براش بزارم
آسمونمو براش هدیه بیارم
بیشینم هر شب و هر شب سره راهش
تا چشمام بیوفته تو چشم سیاهش
نگا کن تو چشام مریم
عزیز رویاهام مریم
پس کی مال من میشی
من تورو میخوام مریم
نگا کن تو چشام مریم
عزیز رویاهام مریم
پس کی مال من میشی
من تورو میخوام مریم
نگا کن تو چشام مریم
عزیز رویاهام مریم
پس کی مال من میشی
من تورو میخوام مریم
نگا کن تو چشام مریم
عزیز رویاهام مریم
پس کی مال من میشی
من تورو میخوام مریم
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 12:9  توسط مریم و محمد
|
بلبل نيستم که بر هر شاخه اي غوغا کنم ... شمع هستم ميسوزم و جان را فدايت مي کنم
روزگاري است که من طالب رخسار توام ... فکر من باش که در اين شهر گرفتار توام
گفته بودي که طبيب دل بيمار مني ... پس طبيب دل من باش که بيمار توام
اشک ريختن واسه سبز چشات يه عادته.....دوري و نديدنت براي من مثال يک حکايته
فکر نکني حرف دلم براي تو شکايته.....کي گفته زندگي براي من بدون تو خيلي راحته
نکنه اون دل تو از دست دل من ناراحته.....مي دوني بدجوري اين دل من عاشقته؟
آرزوي من تو اين شبها وصال روي ماهته.....تنها مرهمم تواين روزها عکسهاي يادگاريته
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 8:23  توسط مریم و محمد
|
گل نازم
تو با من مهربون باش
واسه چشمام پل رنگین کمون باش
اسیر باد و بارونم شب و روز
گل این باغ بی نام و نشون باش
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش
گل ناز آسمونم بی ستاره است
مثه ابرا دل من پاره پاره ست
دوباره عطر تو پیچیده در باد
نفس امشب برام عمر دوباره است
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش
گل نازم بگو بارون بباره
که چشماتو به یاد من میاره
تماشای تو زیر عطر بارون
چه با من می کنه امشب دوباره
شب و تنهایی و ماه و ستاره
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش
آه ...
گل ناز
گل ناز
گل ناز
دست خواهش کودکانه ام قد می کشد تا ساقه ات
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 12:15  توسط مریم و محمد
|
به تو عادت کرده بودم
ای به من نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه
ای نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت
مثل مجروحی به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه های من بی تو
تجربه کردن مرگه
زندگی کردن بی تو
من که در گریزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبریز سکوته
خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم
عشق من تو در چه حالی
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 12:14  توسط مریم و محمد
|